فکرش که می کنم٬ خنده ام می گیرد که اون سالها کتاب در غرب خبری نیست بین کتابهای کتابخونه مسجد چکار می کرد. سوم راهنمایی بودم و با حسین و داریوش و حسن مثلا برای درس به کتابخونه می رفتیم. (سالهای ۶۷ یا ۶۸).
در غرب خبری نیست٬ رمانی است که داستان چند سرباز آلمانی در جنگ جهانی اول است که اریش ماریا رمارک آلمانی با ذهنیت ضد جنگ نوشته. برای منی که دوازده سیزده سال ام بود روانی و سادگی قلم نویسنده باعث شده بود از همون اول مجذوب رمان بشم. به غیر از روانی و سادگی٬ حالت کمدی که در نوشته ها وجود داشت و همچنین گفتن وقایعی س ک س ی از زبان چند سربازآلمانی که در فصلهای پنجم و ششم جذاب تر شده بود.(این را تصور کنید که ما اون زمان فقط دو شبکه تلویزیونی داشتیم که بیشتر یا کارتون می دیدیم یا اطلاعیه از جبهه با اون آژیر و مارش٬ و اون زمان جنسی ترین مطالب رو فقط می تونستی از تو توضیح المسائل بخونی).
دست به دست شدن کتاب بین بچه ها هم جالب بود و به غیر از من و داریوش که کل رمان رو خوندیم بقیه بچه ها از همون اول فقط فصل پنجم و ششم رو چندبار خوندن! خیلی هم منفی فکر نکنید٬ همون وقتها منتهی الامال و داستانهای خوب برای بچه های خوب و دهها کتاب مثبت دیگه رو هم می خوندیم. بگذریم...
در غرب خبری نیست یک ادبیات ضد جنگ بود که برای اون سالها که مساجد برای نیروگیری دست به هر کاری می زدند و جوونها را با نوحه های ای لشکر حسینی و یا یک یا حسین دیگر آهنگران تهییج می شدند و به جبهه می رفتند در تعارض بود. من فکر می کنم کسی که اون کتاب رو برای کتابخونه مسجد خریده بود فقط گول عنوانش را خورده بود٬ غافل از اینکه در غرب خبری نیست٬ منظور در جبهه غرب خبری نیست که اون چند سرباز آلمانی اونجا مشغول بودن و نه غرب به معنای فرنگ!
ناگفته نماند که فیلم های آلمان پارتیزان که جمعه ها( به صورت سیاه و سفید) پخش می شد مزید بر علت شده بود که کتاب رو بهتر تصور کنم!
نکات اخلاقی!
۱- کتابخانه جای درس خواندن نیست.
۲- رمانهای آلمانی بودار هستند. هنگام مطالعه بینی خود را بگیرید.
۳- روی رمانهای آلمانی حتما قید شود دور از دسترس اطفال نگهداری شود.
۴- در غرب خبری نیست٬ واقعا خبری نیست٬ مشکوک نشوید.
۵- هرگاه کتابی را دیدید که دست به دست می شود٬ فی الفور فصل های پنجم و ششم آن را بازبینی کنید و حتی المقدور فصلهای مزبور را منگنه کنید.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 14:28 توسط علی اکبر شاه محمدی
|