کارتونها فراتر از یک برنامه تلویزیونی
چند روز پیش یکی از بچه ها توی حیاط مدرسه پرسید: آقا دیشب سریال گاوصندوق رو دیدید؟ جواب دادم نه. گفت: چرا؟ گفتم: چیز بدربخوری نیس. گفت: پس شما چی نگاه می کنین؟ گفتم:فوتبال و نود و اخبار کارتون. با تعجب گفت : کارتون!! گفتم آره مگه چیه؟ گفت هیچی ولی من نگاه نمی کنم. من هم گفتم:حق داری اگه نگاه نکنی٬ ولی چندتا کارتون بهت میگم اونا رو حداقل ببین. گفت: چی مثلا؟ گفتم: بره ناقلا٬ پلنگ دم دراز٬ حنا دختری در مزرعه. با خنده گفت: نه مثل اینکه واقعا کارتون ها رو نگاه می کنیا! ( فکر کرده بود الکی میگم و کارتون نگاه نمی کنم).
کارتونها یا بهتره بگم کارتون سازها هم کم حق بر گردن ما ندارن! شما فکر می کنید جناب فوميو كوروكاوا و هيكو اكازاكي و هیروشی سایتو٬ کم دود چراغ خوردن تا من و شما برای لحظاتی خوش باشیم و هزاران مطلب خوب و انسانی رو یاد بگیریم!؟ من خودم به شخصه ارادتمند جناب هیروشی سایتو ام که بخشی از قوه تخیلم را با ساخت کارتونهایش شکوفا کرد. اگه روزی ببینمش دستش را ماچ خواهم کرد٬ ماچ کردنی.!!
کارتونها رو همه دوس دارند و به قول معروف دو چیز هست که مخصوص بچه هاس ولی بزرگترا بیشتر استفاده می کنن که یکیش همین کارتونه و دیگریش٬ ....بگذریم!؟
همینطور که گفتم حق دارن اگه بچه ها دیگه مثل دو دهه گذشته به کارتونها توجه نکنن. کارتونهای دو دهه پیش٬ محتوی داشت و بیشتر آنها از روی رمانها و آثار نویسندگان بزرگ دنیا ساخته شده بود ولی کارتونهای امروزه که از صدا و سیما پخش میشه غالبا بی محتواست.
و اینکه تعداد بیش از حد کارتونها در شبکه ها٬ جذابیت رو از بین برده. واونهایی هم که پخش میشه جز خشونت و تکنولوژی خیالی٬ حرف دیگه ای برای گفتن ندارن٬ که همین مساله ساز است از اونجایی که کودکان شخصیت باور پذیری هستن و هر چه را که ببینن باور می کنن غالب کارتونهای امروزی که بیشتر خود انسانها نقش محوری دارن و شخصیت سازی شدن٬ مثل کارتون زورو٬ مگا من و یا آت و باتها که کودکان رو با مسایل غیر واقعی زندگی روبرو می کنه٬ مثلا مردن و دوباره زنده شدن در کمتر از چند ثانیه و یا افتادن از بلندی و هیچ صدمه ای ندیدن. هر چند ممکن است خیلی ها بگویند اگر قرار باشد کارتون مثل فیلم مستند واقعیت صرف را نشان بده که دیگه کارتون نیس و جذابیت نداره٬ این درست ولی شما کافیست قدری به غالب کارتونهایی که امروزه از صدا و سیما پخش می شه نگاه کنی مبینی که دیگه از بس تخیل در آنها زیاد است که کودک آنها را با واقعیت اشتباه می گیره. وگرنه دو سه دهه گذشته هم کارتونهایی مانند تام و جری پخش می شد و تام چندین بار تکه تکه و منفجر می شد ولی تصور واقعیت در این گونه کارتونهایی که در قیافه حیوونا بود کمتر ایجاد می شد.
و نکته فنی در مورد کارتونهایی ساخته شده در چند سال اخیر٬ نداشتن یک موسیقی خوب و دلنشین در آنهاست. کارتونهای قدیمی مانند مهاجران٬ حنا٬ رامکال٬ پلنگ صورتی٬ بچه های کوه آلپ٬ خانواده وحوش٬ دوردنیا در هشتاد روز٬ پسر شجاع و یا سندباد و چندین کارتون خوب دیگه رو ما اکثرا با موسیقی زیباشون به خاطر سپردیم و با شنیدن قسمتی از موسیقی اون کل ماجرای کارتون برامون تداعی می شه. در صورتی که متاسفانه کارتونهای امروزی موسیقی های زیبایی ندارن که لااقل با چاشنی شدن موسیقی٬ جذابیت رو به کارتونها اضافه کنن.
شاید یکی بیاد و بگه بابا این کارتونها که ایران نمی سازه٬ این درست ولی ایران میتونه بجای خرید کارتونهای تجاری و بی محتوی٬ و ارزان قیمت( که البته بعضا ضبط از تلویزیونهای کشورهای دیگه و پخش اونها در داخل کشور!)٬ کارتونهای سفارشی از کشورهای صاحب فن مثل ژاپن و چین٬ بخره و پخش کنه که ارزشش رو داره. ( ولی همه که مثل ما فکر نمی کنن!)
باز خوبه چند مدتیه که صدا و سیما کارتونهای خوب گذشته رو مثل مهاجران و الانه هم حنا دختری در مزرعه پخش می کنه.
وای! سر صحبت در مورد کارتونها باز شد و کلی مطلب در این رابطه تو ذهنم داره میاد ٬ تو پست های بعدی همین مبحث رو ادامه می دم.( چون این پست داره طولانی می شه).
فعلا چیزی ندارم که بنویسم